X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

عروس پاییز

نوعروس

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 ساعت 20:01

سلام دوستای گلم خوبی خوش میگذره؟؟؟ خب خدارو شکر.

منم خوبم و روزها مثل هم میگذره.

من تو یکی از شعبات یه مر کز آموزشی حسابدارم.

شیوه استخدام هم اینه که دفتر مرکزی بعد از پذیرشهای اولیه طرف و میفرستن یکی از شعبات برای آموزش..

بعد از عید یه دختر خانوم به شعبه ما معرفی شد که آموزشش بدیم برای شعبه سعادت آباد.

این خانوم دوسال از من کوچیکتر و تو این مدت با هم دوست شدیم.

من خودم زود باهمه صمیمی میشم و تقریبا با همه دوست میشم.

خودم از دوره کارآموزیم تجربه خیلی خوبی داشتم

یه خانوم با حوصله و مهربون و دلسوز هم بود که کلی کار یادم داد.

منم خواستم همینجوری باشم که نه تو کارش بمونه نه اینکه با بداخلاقی سردش کنم.

این خانوم اسمش یگانه است.

دو سه روزی گذشت و من بهش سند زدن با نرم افزارو یاد دادم و طبیعتا باید باقی سندهارو میزد و لی شش تا زد و گفت خسته ام حوصله ام نمیکشه میشه شما خودت بزنی؟؟؟؟ منم براش توضیح دادم عزیز من بزن کارو یاد بگیری و اگه قراره اشتباه کنی تو دوره کارآموزیت باشه. ول اوشون گوش نکرد.

منم گفتم اگه اصرار کنم فک میکنه خودم میخوام کارامو بندازم گردنش.منم حرفی نزدم دیگه.

گذشت و ایشون از روز سوم ۹ صبح اومد سر کار.مدیرمون از اول گفت مسولیتش با خودت و خودش و راحت کرد.

بهش تذکر دادم که درسته کارآموزیه ولی باید آن تایم باشی و داری انگشت میزنی و سر ماه بازخواستت میکنن منم هر روز از کارایی که میکنی گزارش میدم و نمیتونم دروغ بگم چون اگه از این در بری بیرون و کار بلد نباشی من و بازخواست میکنن حتماااا.

و یگانه هم گفت من صبها بد بیدار میشم و سختمه( حالا تو که سختته چرا میای سر کار؟)‌ 

امروز مسول نیروی انسانی زنگ زد و با من صحبت کردن که این چرا اینجوری میاد چرا کار نمیکنه منم گفتم نمیتونم کسی و مجبور کنه من میگم باید بیست تا بزنی دو تا میزنه میگه خسته شدم صبحم زیر بار نرفته و من بهش تذکر دادم.

گفت چون معرف داره خیالش راحته که که نگهش میدارن ولی نمیدونه که سه نفر دیگه هم با معرف جای دیگه مشغول آموزشن هر کی تو این دو ماه بالاترین امتیازو بیاره استخدامه.

ازم خواست منصفانه نمره بدیم بهش. 

بگذریم جدا از تمام این مسایل چیزی  که باعث شد من واسش پست بذارم پست خانوم خونه راجع به احترام گذاشتن بوودو این خانوم بی ادبه خیلییی.البته با من تواین مدت در نهایت احترام صحبت کرده و ادب و رعایت کرده ولی با بقیه نه.

ما یه سرایدار داریم که شصت و خرده ای سالشه به خاطر سنش تمام کارمندا رعایت حالشو میکنن ولی این خانوم اصلا.مدام داره میگه برام آب بیار چایی بیار.غذامو بذار تو فر. با یه لحن بد اینارو مگه سلامم به این آقا نمیکنه.ظرفهاشم نمیشوره و این بنده خدا زحمتشو میکشه براش.

اوایل واسم جای سوال بود که چرا اینجوریه اخلاقش تا یکم بیشتر که گذشت شروع به تعریف کردن از خودش کرد‌.من فهمیدم که این خانوم کلا مدلش اینطوریه..

مثلا مدام داره از بی احترمی و لجبازیاش با خانوادش صحبت  میکنه و با افتخارر.

امروز میگفت خالم اومده تو اتاقم  گفته یگانه پاشو بریم بیرون گفت من تو حال خودم بودم یهو یی اومد داخل اتاقم و منم ترسیدم و داد زدم خالهههه یا میری بیرون یا خودم میندازمت بیرون انقدر بلند و محکم گفتم که همه موندن وخالم اصلا حرفی نزد ومنم تا شام بی اعصاب بودم..

گفتم خاله ات هم سنته؟؟ گفت نه بچه هاش بزرگن.این البته مشتی از خروار هنرنماییاشه.

خواستم بگم عزیزم موندنشون از تعجبه که این حجم  بی ادبی و بیشعوری چطور تو یه نفر جمع شده؟؟؟

یکم واسه نوشتن این پست دودل بودم چون مدام میگه من خیلی ازت خوشم اومده و برم حتما دلم تنگ میشه برات و خیلی تو خوبی و از این حرفها  منم  تو جوابش فقط لبخند بهش تحویل میدم.

البته که باهاش مهربونم ولی دوسش ندارم.

از وقتی که وبلاگ خون شدم تو فضای مجازی از این دست آدم ها زیاد دیدم و جای تعجب داره خواننده هاشونم تاییدشون میکنن.

منم خودم سراسر ایرادم ولی خیلی سخته برام یسری بی اخلاقی داره برامون هنجار میشه انگار.

الان بی ادب بودن لوس بودن و مغرور بودن نشون میده طرف چقدر کوله. 

خب دیگه بسه گلایه.

شدم مثه مامان بزرگها.هی نصیحت میکنم.

راستش این سرایدارمون خیلی محترم و مظلومه و این رفتارایی که این خانوم باهش کرده خیلییی اعصابمو خورد کرد و باعث شد بیام اینجا درد و دل کنم و صد البته که به یگانه چیزی نمیگم 

چون شکسپیر میگه:«کار اصلاح تمام آدمها با ما نیست»



نظرات (2)
سلام کلا ایشون قدر کار رو نمیدونه چقد ادم تحصیل کرده دور واطرافم میبینم که در به در دنبال کارن از حسابداریش گرفته تا معلم و....طرف حاضره کارش جور شه عوضش یذره سختی کارو تحمل کنه .خو سریدار که نوکر نیست نباید سواستفاده کرد از سِمتش.به منم سر بزن
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 ساعت 10:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز من خیلی خوش اومدی.
حالا من از بدیاش گفتم باید بگم فوق العاده با استعداده و ضریب خطاش پایینه ولی رفتار اجتماعی نداره.
چشم میام
سلام مهسا جانم...خوبی عزیزم ؟
روز تعطیل خوش میگذره عزیزم...
کارمون شبیه همدیگس...منم قسمت مالی و حسابداری ام ...
قبل منم یه دختری اونجا بود که هیچکدوم از همکارا ازش راضی نبودن...توو این مدت کلی ازش تعریفای بد کردن پیشم ...که زبونش تند بود و این حرفا...
بعضیا کلا همینجوری ان مهسا...نمیشه کاری کرد...خصلتشون همینه...
دیروز ساعت کاریمون تموم که شد ... تا اومدم بیرون با سرایدارمون خداحافظی کنم ...اون پیش دستی کرد...
سریع گفت مواظب خودت باش...منم این شکلی شدم ... اقای محترمیه...من به بقیه کار ندارم چه جوری باهاش رفتار میکنن ...بعضیا درک و شعور ندارن مهسا ...به خوشون اجازه میدن با هرکسی هر جوری دلشون میخواد رفتار کنن...ولی من همیشه مراعات میکنم...
به همه باید احترام بزاریم...وقتی دوس داریم کسی بهمون بی احترامی نکنه مام باید با بقیه خوب رفتار کنیم...
پنج‌شنبه 2 اردیبهشت 1395 ساعت 14:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانومی جونم چه تعطیلاتی من تا الان سر کار بودم.کار مالی خیلی سخته و تمومی نداره انگار.
راست میگی کلا بعضیا خیلی بی حرمتی میکنن به بقیه ولی این خانوم کلا با خاله و عمه و مادر وپدر بد رفتار میکنه و خودش از شوخیاش که تعریف میکنه فک میکنه با نمکه ولی فقط بی ادبه
تکیه کلامش اینه که منم بی اعصاب..
خوب کاری میکنی عزیزم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :