عروس پاییز

عروس پاییز

زن قوی
عروس پاییز

عروس پاییز

زن قوی

جواب تستم خوب بود.

ولی هنوز یکی از تستها تو بدنم التهاب و نشون میده.

که امیدوارم مهم نباشه

خیلی آروم شدم.

بدترین روزهارو داشتم.

مخصوصا که به هیچ کس نگفته بودم.

چقدر دلم برای خیال راحت تنگ شده بود

الان آروم ترم تا جواب نهایی آزمایشهام  بیاد.

از دیروز تا الان به قدر یکسال کش  اومده برام.

نمیدونستم این قدر زندگی و دوست دارم.

آرومترم ولی واقعا داغونم.

ذهنم  بهم ریخته است نمیتونم چیزی بنویسم.

نمیتونم بخوابم.





یه مشکل برام پیش اومده

برام دعا میکنید؟؟ 

خوب نیستم

درواقع واقعا بدم

دستام سره 

نمیتونم گریه کنم.

نفسم گرفته.

فقط میخوام حل بشه.

من نمیتونم تحمل کنم

یا حداقل گریه کنم

پی نوشت:خدایا من و اینجوری امتحان نکن خدایا فردا خبر خوبی بشنوم بگن هیچی نیست.

حتی توان توضیحش و ندارم. 

هفته پیشدو تا از همکارامون با هم ازدواج کردن

رفتن محضر عقد کردن.

حالا تا عید میخوان خونه اشون و بچینن و برن سر خونشون.همین قدر ساده.

خیلی خوشحالن جفتشون.

حسودی میکنم بهشون.

من اوایل عقدم  این قدرررر ناراحت بودم که حد نداشت اصلا نمیدونم چه مرگم بود.

اوایل عروسی هم مثل چی پشیمون بودم.

اصلا نمیدونم ذوق این چیزها چیه؟؟؟

میدونم افسرده نیستم ولی  نمیدونم چمه.

البته به متاهلی بیشتر عادت کردم.

اوایل زندگی مشترک برام زجر آور بود

الان خیلی بهتره.

چرا دخترهای دیگه از متاهلی و ازدواجشون خوشحالن ولی من نیستم؟؟؟

خداروشکر ما مشکل خاصی نداریم علی هم پسر خوبیه ولی من چرا ناراضیم؟؟

کس دیگه ای هم مثل من هست یا من فقط اینجوریم؟؟

باز هم خداروشکر الان خیلی بهترم.

یکی از همکارام میگفت درد تو بی دردیه.

اول حرفش برام مسخره اومد ولی بعدش دیدم اره انگاری همینه.

خدا کنه منم  یه روزی از هر چیز کوچیکی ذوق کنم.


بدترین مریضی عمرم بود دوبار نصفه شب رفتیم بیمارستان منی که دکتر هم به زور میرم خیلیه دوبار برم بیمارستان.