عروس پاییز

عروس پاییز

زن قوی
عروس پاییز

عروس پاییز

زن قوی

بی حوصله شدم.

بی انگیزه.

مثل کسیکه سر کلاس هشت صبح نشسته و منتظره کلاس تموم بشه ولی تا هشت شب کلاس داره.

همون حال و دارم.

خسته ام.

میخوام برم جایی که کسی و نبینم.

میخوام برم جایی که زبون هیچ کس و نفهمم.

هیچ چیزی بهتر نمیشه.

هیچ چیز.

از تظاهر خسته ام.

حتی اینجا هم کامل نمینویسم تا تلقین کنم همه چی خوبه

ولی من خسته ام.

از نقش بازی کردن خسته ام.

میخوام جدا شم چون هیچ جای این زندگی جای من نیست.

کاش با اصراراش راضی نمیشدم که ازدواج کنم.

بدبختی اینه که نمیتونم بگم مشکلم با زندگیمون چیه


من نمیخواستم این بشم.

میخوام برم.

خوب نیستم.

خوب نیستم

خوب نیستم.

کاش  گزینه ی ریپلای بود.

اینهایی که به عشق سابقشون  که به هر دلیلی تنهاشون گذاشته میگن دیر اومدی و چرا رفتی و  نمیتونم ببخشمت و درک نمیکنم. پس عاشق نبودن.


فیزیوتراپی خیلی وقتم و میگیره نمیرسم بیام وبلاگ.

هفته پیش یه عروسی و یه تولد رفتم.

تا آخر ماه یه تولد  دیگه و یه مراسم عقد باید بریم.

فامیل شلوغ داشتن نتیجه اش میشه همین.

بعد ازدواجم قدر خانواده ی خلوتم و بیشتر میدونم.

ما سالی دو سه تا عقد و عروسی و تولد میریم.

همشم وسط هفته است



علی  عسلویه بود چند روز ی.

دلم براش میسوزه.

این ماموریتها خسته اش کرده 

منم خسته شدم.

تنهایی میرم خرید.

میرم مهمونی.


به خانواده ی علی که هی بچه بچه میکنن چی بگم؟؟؟ علی هم خسته ی کاره.

غر نمیزنم بهش.

ولی دوست دارم به خانواده اش بگه که لطف کنن و دهنشون و ببندن.


این چند روز سرم به باز کردن گچ پام بند بود

دو جلسه هم فیزیوتراپی رفتم.

یکم درد دارم.

خیلی کمم میلنگم.

حالا با این وضعیت خانواده علی پنجشنبه اومدن مهمونی.

دامادشون پای من و دید اینقدر معذب شد خودش.

ولی خواهر و مادرش اصلا به روی خودشون نیاوردن.


خود علی غذا از بیرون گرفت پذیرایی کرد.

منم یکم کمک کردم.

مثلا ظرفهارو آماده میکردم. ولی علی ظرفهارو چید.

میوه چیدم ولی علی تعارف کرد.ظرفهارو  علی جمع کرد من چیدم تو ماشین.

همیشه خودم تدارک میدیدم .

پذیرایی میکردم.

مامانش بعد از خوردن شام یه تشکر هم نمیکرد.اینسری هم نکرد.

سعی کردم  حساس نباشم  ولی زیادم کار نکنم.

الانم خسته ام.

پنجشنبه تا ساعت دو  شب بیدار بودم.

جمعه هم نهار رفتیم خونه ی عموش پا گشای نمیدونم کی( زندگی قبیله ای)

شبم رفتیم خونه ی بابام.

نرسیدم استراحت کنم.





دلم میخواد برم لندن


Hey you  ازpink floyd و هر بار گوش میدم انگار بار اولمه.

گوش بدید و لذت ببرید.