X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

عروس پاییز

نوعروس

دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 13:31

سلام دوستای خوبم.

اصلا نمیدونم روزهام چه جوری میگذره فقط میگذره بدون اینکه من کار خاصی انجام بدم.

از روزی که دفاع کردم خودم و بستم به فیلم و هر شب یه فیلمی میبینم.

به امید خدا میخوام کم کم واسه

ارشد بخونم ولی واقعا احساس درجا زدن میکنم.

دوباره ارشد بخونم؟؟؟

دوباره استرس کنکور مسخره ارشد؟؟؟؟

ولی خب چاره چیه باید بخونم.

اوایل هفته پیش علی گفت میخواد برای کارهای مهاجرت بره پیش وکیل که من گفتم زوده و کو تا چهار سال دیگه که گفت فقط واسه مشاوره اولیه میخواد بره.

چند جا بهش معرفی شده بود که آخر سر تصمیم بر این شد بره پیش وکیل دوستش که حدودا دو سال پیش با خانومش رفتن انگ.لیس.

قرار شد منم برم.

پنجشنبه صبح راهی شدیم به سوی وکیل.

چقدر هممممم شلوغ بود دفترش ماشالله همه متقاضی بودن واسه سفر  .وانگار این آقا کار اصلیشون مشاوره و خدمات تو این زمینه است.

خلاصه رفتیم تو اول ایشون یه سری سوال پرسیدن و ما جواب دادیم و بعدش ما هی سوال پرسیدیم و ایشون جواب دادن و الحق که خیلی صبور بودن و فوق العاده خوننسرد.

کلا به من آرامش القا کرد.

کلی امیدواری داد که کیس شما برای اقامت مشکل آنچنانی نداره و گفت جزء مواردی هستین که میتونین راحت اقامت بگیرین.

تا ببینیم خدا چی میخواد.

از اونورم رفتیم یسری خریدهای عروسی مثل چمدون و حوله و اینجور چیزارو انجام دادیم.

خسته و له رفتیم خونه علی اینا.

یکم خوابیدیم و کلی اون روزها عشقولی بودیم.

چرا دروغ بگم بعد دوسال احساس کردم علی و دوست دارم و هی ته دلم واسه اینکه دارم بهتر میشم خدارو شکر میکردم.

علی جمعه صبح زود من و گذاشت خونمون و رفت فرودگاه که عصری باید خرم آباد برای ماموریت خودش و معرفی میکرد .

منم یکم چرخیدم و هی راجع به تصمیمون فکر کردم هی فکر کردم هی فکر کردم و هی فکر کردم.

یه بار ذوق میکردم یه بار بغض.

یه بار میترسیدم و یه بار هیجان زده میشدم.

دیگه عصری ماشین بابارو برداشتم و زدم بیرون. کلی تو تهران چرخیدم.

شهری که با نبود زیر ساخت دیگه شهر نیست و واقعا جای زندگی نیست.

شهری که توش کلی خاطره دارم چهار پنج. ساله واسم غریبه شده.

نه ولیعصرش ولیعصره..

نه فرحزادش دیگه واسه من اون فرحزاد سابقه..

نه لواسون روستای پدری من دیگه اون لواسونه..

شده یه شهر داغون بی در و پیکر..

کلی دلم واسه اون روزاش که کلی دوسش داشتم تنگ شد.. دیگه هفت و هشت اومدم خونه یه دوش گرفتم و فیلم دیدم.

گفتم حالا بذار وسط این همه فیلم فرنگی یه فیلم ایرانیم ببینیم.

استراح.ت مط.لق و دیدم..

عاشق کاهانیم .

دنیامون شبیه همه.

هرچند میگن نهیلیسته.

اما به نظر من واقع گراست. دور باطل و نشون میده.

شنبه هم اتفاق خاصی نیفتاد.

تا دیروز علی گفت یه خبر خوب دارم برات و شب میگم بهت.

من دیگه کلی رویا بافتم و بافتم تا شب برگشت گفت از طرف محل کارشون میخوان بفرستنش قطر!!!!.

نمیدونم کجای این خبر خوبه آخههههه.

کلی حرف زد که از لحاظ مالی خوبه و یه رزومه عالی میشه برام.

ولی خب منم گفتم تو میری واسه خوشگذرونی کجای این خبر برای من خوبه آخه؟؟؟؟

و ایشون داغ کرد و کلی حرفهایی زد که نباید میزد و بر عکس همیشه من ساکت بودم و اونم دو شب نخوابیده بود عصبی بود و کلی چرت وپرت گفت منم محل ندادم.

دیگه خودش زنگ زد و تلاش کرد از دلم دربیاره.

هم دیشب هم امروز صبح.

من به روش نیاوردم.

اما گه زد به همون نیمچه احساساتی که از پنجشنبه نسبت بهش حس میکردم دارم.

والان اصلا از اون حسها خبری نیست.

بره قطر

به درک چه کارش کنم....

امیدوارم روز قشنگی داشته باشین.

فعلا



نظرات (15)
+ امیدツ و زهراツ http://kollbeye-aramesh.blogfa.com/
سلام
تو رو خدا برامون دعا کنید
میخوان تو این روزا زهرامو ازم بگیرن و بدن به یکی دیگه!به یکی که عشقم دوستش نداره ولی خانوادش اصرار دارن زهرا باهاش ازدواج کنه!
خواهش میکنم برامون دعا کنید مارو از هم جدا نکنن
قراره تو این هفته بیان خواستگاریش
من و عشقم نمیتونیم بدون هم زندگی کنیم
جمعه 25 تیر 1395 ساعت 11:56
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهسا جان
از خواننده های خاموشت بودم
اتفاقا من امسال تازه ارشد قبول شدم خوش به حالت که درست تموم شد
به منم سر بزن البته فعلا جدیدم
شنبه 19 تیر 1395 ساعت 21:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم خوش اومدی چشم حتما.
امیدوارم درست زودی تموم بشه عزیزم.
سلام
خوبی؟
کجایی خانم خانما؟ کارهای عروسی خوب پیش میره؟
چهارشنبه 16 تیر 1395 ساعت 00:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز دلم همین دور و برام
داره کم کم کارامون انجام میشه
تو خوبب عزیزم؟
+ شبنم
سلام عزیزم
کم پیدایی
نیستی
همش میام بهت سر میزنم اما چیزی نمینویسی عروس خانم
یکشنبه 13 تیر 1395 ساعت 20:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم تنبل شدم یکمی.
+ عروسک مخملی

میگم من عادت ندارم بزرگتراز خودمو با اسم صدا کنم.
یادم نبود خدایی،الان دیدم.
شنبه 12 تیر 1395 ساعت 16:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم چه اشکالی داره دوستیم دیگه
+ خانومیه اقاشون http://ms194.blogfa.com
عشقتون مستدآم ^_^
سه‌شنبه 8 تیر 1395 ساعت 01:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم
+ عروسک مخملی
وووویییی,مهسا عصبانی میشود.
حسی نداری؟؟,وااا,اون ته ته های قلبت هم حسی موجود نیست؟...هست.
شنبه 5 تیر 1395 ساعت 13:20
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله عصبییی
+ شبنم
مرسی مهسا جون
بد نیستم منم میگذرونم منم عین تو میگم همه دوستام همه کاری کردن من موندم البته من قصه مدرک نمیخورم بیشتر ب خاطر اینکه ازدواج نکردم
ای بابا مدرک که چیزی نیست مهسا جون ما همش بهترین روزهای عمرمون برای گرفتن مدرک هدر میدیم
من جای تو بودم حتما میرفتم تجربه ی خوبیه تو هم ی کاری چیزی پیدا کن اونجا میتونی بهترین کالج مدرک زبانت بگیری خیلی به دردت میخوره
مهسا جون چطوری با اقا علی اشنا شدی و قرار ازدواج گذاشتین؟ازدواجتون سنتیه؟
یکی از دلایل اینکه حسات میره و میاد دوریه چون ایشون ی شهر دیگن
کارای عروسیت به کجا رسید لباس عروس خریدی؟
جمعه 4 تیر 1395 ساعت 18:21
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم از من میشنوی غصه هیچیو نحور که ارزش نداره.
راستش من به کشورهای عربی علاقه ای ندارم‌.
اصلا از جای گرم بدم میاد.
ولب خب منم تعریف این کشورو خیلی شنیدم.
عزیزم تو دانشگاه آشنا شدیم.
سنتی نبودیم من ازدواج سنتی دوست ندارم.
برای لباس عروس سفارش دادم مرداد تحویلشه.
ایشالله قسمت خودت بشه خانومی.
+ خانوم خونه http://ganje-man.mihanblog.com
سلام عزیزم...
اره فدات شم...خوبم خدا رو شکر...
جمعه 4 تیر 1395 ساعت 14:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام م عزیزم خداروشکر خانومی
+ سارا
سلام عزیزم
خوبی؟
مبارک باشه خانومی، بلاخره دفاع کردی و راحت شدی
چرا ناراخت و عصبانی شدی خانومی ؟ اتفاقا قطر خیلی خوبه، فقط مشکل هواشه. خوب تو چرا با همسرت نمیری قطر؟
جمعه 4 تیر 1395 ساعت 01:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم مرسی .اگه بره دوره اش دو ساله است و اون وقت من نه میتونم درس بخونم نه کار کنم من واقعا از برنامه ای که تو ذهنم دارم عقب میمونم من اصلا آدم بیکار گشتن نیستم.واسه اون که بد نمیشه .
مرسی عزیزم واقعا بعد دفاع احساس سبکی دارم.
+ نیلو
سلام,میره وزود برمیگرده در عوض بعدش خیلی راحتید .دید ما دخترا با پسرا فرق میکنه کلاً
موفق باشی گلم
پنج‌شنبه 3 تیر 1395 ساعت 12:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم بحث من با این دو هفته نیست میخواد اوضاع رو بسنجه واسه پذیرش پروژه.
مرسی خانومی
کم کار شدی بیا بنویس دیگه
+ shabnam
سلام مهسا جون
چطوری عزیزم
اخی چرا احساسی نداری؟مرد خوبیه ها
عزیزم من دوبار قطر رفتم عالیه خیلی قشنگه همه ارزوشونه برن اونجاها
تو هم میتونی اونجا بهترین دانشگاه ثبت نام کنی
فقط اب و هواش بده که اونم انقد پاساژها و جاهای قشنگ داره که اصلا بیرون نیستی و زیاد احساس نمیکنی
در ضمن زبان انگلیسیتم تقویت میشه چون بیشتر فروشنده ها و کارکنای اونجا از کشورای دیگه اومدن و فقط انگلیسی صحبت میکنن
و یه مزیتی که داره نزدیک ایرانه هر روزی که دلت تنگ شد یه بلیط میگیری دو ساعت بعد ایرانی من عاشق هواپیماییشونم
راستی منظور علی خان این بود که تورو هم ببره یا تنها بره؟
پنج‌شنبه 3 تیر 1395 ساعت 01:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم راستش نمیدونم چرا حسی ندارم بهش.
تعریف قطر و خیلی شنیدم خود علی سه بار رفته میگه عین اروپاست ولی میگه همه چی مصنوعیه چون طبیعت نداره.
راستش من دوسال باید اونجا بیکار بگردم هم دوره های کارشناسی من دارن دکتری میخونن من همینجوری احساس بدی دارم که عمرم الکی داره میره.
برای مهاجرت برنامه دارم که زبانمو تقویت کنم البته زبانم بد نیست ولی برای زندگی تو اروپا کافی نیست.
مرسی بابت پیامت خیلی خوشحال میشم که میای اینجا.
خودت خوبی؟؟؟؟
+ نیاز
قطر؟؟؟
مهسا جقدر عالی میشه موقع عصبانیت اقایون ما خانوما سکوت کنیم
بعدش که برمیگردن واسه عذرخواهی اون وقت حرفامونو بگیم
به نظرم این روش خوبیه
ولی خودم در این جور مواقع لال میشم بجای حرف زدن فقط به فکر دل شکسته مم
سه‌شنبه 1 تیر 1395 ساعت 15:11
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز دلم بله قطر
عالیه اگه بشه همه همه حرفهارو بگی یعنی اگه بذارن که بگیم من که خیلی دلخورم ازش
بمیرم برای دلت
سلام عزیزم
چه خوبه که حس قشنگی داری و دیدت عوض شده
عزیزم چرا ناراحت شدی همسری میخواد بره قطر؟؟اگه شما خواهان پیشرفت شوهرت هستی نباید ناراحت باشی. همسرت راست گفته با قطر رفتنش رزومه اش پر بار تر میشه
فردا روزی بخواد انتقالی بگیره به تهران اینها همه موثره
سعی کن بهش مثبت فکر کنی
سه‌شنبه 1 تیر 1395 ساعت 13:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزن راستش در مقابل جوابت فقط میتونم بگم حسادت کردم بهش نمیدونم چرا من پیشرفت نمیکنم پس ؟؟؟؟؟؟؟
چشم ممنون بابت پیامت بانوی عزیزم
+ مهسا ر ب http://mahsa6812.blog.ir
منم جای تو بودم قاطی می کردم برای رفتن به قطر!!!
اما صبور باش دوس جونی
لحن این پستت با بقیه خیلی متفاوت بود
دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 15:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیدونی چقدر عصبانیم مهسا
لحنم یکم عصبیه ببخشید
مرسی عزیز دلم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :