عروس پاییز

نوعروس

پنج‌شنبه 2 دی 1395 ساعت 10:24

سلامممممم روز دوم زمستونیتون  بخیر و سلامتی‌...

بابت نبودنم شرمنده...

مریض بودم اساسی

طوری که سه بار رفتم زیر سرم و یه هفته کامل خونه خوابیدم و مامان جونم اومد پرستاریم...

با اینکه مریض بودم ولی عالی بود موندن مامانم پیشممممم....

بعد از مریضیم هم رفتم سر کار و با کوهی از کار مواجه شدم.

چقدر امسال زووووود گذشت انگار دیروز عید بود‌‌‌ الان رسیدیم به زمستون و بعدشم عیدهه

شب یلدا هم ما تنها بودیم..

من لبو و باقالی خریدم وعلیم انار و میوه و تخمه خرید.

شامم کباب خوردیم ولی اصلا خوش نگذشت تنهایی خیلی بد بود یلدا مزه اش به جمع بودنشه ولی بازم تنوع بود واسه خودش..

پسر عمه علی که ازش دو سال کوچیکتره نینیشون آخر ماه به دنیا میاد‌..

از الان هم گفته سال بعدش یه بچه دیگه میارن.. 

حالا چندوفت پیشا خانومش تعریف میکرد که شوهرش پسر دوست داره و وقتی سونو گفته دختره باورش نشده و رفتن یه جای دیگه سونو گرفتن و مطمین که شده با خانومش تا دو روز قهر بوده....

انگار تقصیر اون بوده ..


من اصلا حوصله بچه داری ندارممممممم...

گذاشتمش تو برنامه طولانی مدت.

راستش بچه دوست دارم ولی حس میکنم بچه داری یعنی اینکه من تموم میشم و نمیتونم واسه خودم کاری کنم و بچه میشه اولویت اول زندگیم.

یعنی مجبورم خودم و نادیده بگیرم.

خب خیلیا میگن نه اینجوری نیست ولی من هر جوری بهش نگاه میکنم جز این قضیه چیز دیگه ای نمیبینم..

هر وب مادرانه ای که میخونم این قضیه پر رنگ تر میشه برام

شاید من خیلی خودخواهم به  هر حال الان که خیلی زودهههههههه.

با علیم خوبیم خداروشکر و این هفته فقط دو بار دعوا کردیم که خب پیشرفت خوبیه..

راستش من یه وبی و میخوندم که دختره سنش کم بود و تازه عروسی کرده بودن و خیلیییییییی دعوا میکردن و اونم  با جزئیات مینوشت الان البته وبش و حذف کرده و دیگه نمینویسه ولی من یادم نمیمونه و  از دعوا یه چیزه کلی میمونه تو ذهنم .

الان خیلی تعجب میکنم اون چطور یه هفته رو ریز به ریز تعریف میکرد.

ولی من کلی بینم. که این خصوصیتم مردونه است.

قراره اگه عید بشه با پول عیدیامون بریم پوکت ماه عسل.

عکساش که عالیهههههه.

حالا ببینیم واممون جور میشه قرضامونو بدیم و یا چکها برگشت و میخوره و عید میریم زندان...

خلاصههه که برناممون متنوع است واسه عید...

خارج از شوخی حالا ببینیم قسمت چی میشه واسمون دعا کنید واممون جور بشه

از فکر بدهیامون دربیام.

توکلمون به خداست.

امیدوارم آخر هفته خوبی داشته باشیم هممون.

پی نوشت: استاد عزیز فوت پدرتون و تسلیت میگم.

پی نوشت ۲: یاسمین عزیزم مرسی بابت رمز الان میام وبت.

پی نوشت ۳: الان میام به همتون سر میزنم دلتنگتونم.

پی نوشت۴: بانوی گلم شرمنده اتم.




نظرات (9)
+ Flicka
مهسا جون شما چرا مث باقی تازه عروسا ذوقولی نیستی عزیزم ؟
میام اینجا همش تعجب میکنم ...
شایدم شما خوب پخته ای و اونایی که خیلی شور و شوق دارن تو توهمن نمیدونم

برات آرزوی شادابی و سلامت دارم گلم
سه‌شنبه 14 دی 1395 ساعت 17:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
منم دلم ذوق میخواد ولی نیست
+ لی لی پوت http://love6771.blog.ir/
خدا رو شکر که بهتر شدی از این به بعد میخونمت دوست جدید وبلاگس من امیدوارم ماه عسل شما جور شه و با هم عید قشنگی داشته باشین
یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 00:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز دلم مرسی ممنوننننننن
لطف میکنی
ان شالله هر موقع که از نظر روحی و جسمی و فکری آمادگی ش ُ داشتی، مامان بشی :) این خیلیییی مهم ِ که از نظر روحی و فکری آمادگی مامان شدن ُ داشته باشی :)
میدونی، ی ِ دوره ای از زندگی مشترک که میگذره، یهو آدم حس میکنه چه خوبه جمع ِ دو نفره شون، سه نفره بشه :)
جمعه 10 دی 1395 ساعت 17:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم از لحاظ روحی که حالا حالاها آمادگی نخواهم داشت
به امید اون روز
خداروشکر که بهتر شدی، بلا نبردت دیگه غیبتات خیلی طولانی شده ها
چهارشنبه 8 دی 1395 ساعت 08:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهسا بلا اومد
+ حوا
من واست کامنت گذاشته بودم..نیومده ؟
شنبه 4 دی 1395 ساعت 00:23
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم نه نیومده حوا دلم برات تنگ شده بود
سلام.
یلداتون مبارک.


منم راجب بچه همین نظرو دارم.


همه چیزو بسپار به خدا و توکل کن.
رمزم برات میذارم.
جمعه 3 دی 1395 ساعت 12:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنون خانوم گل
فک کنم همون وبلاگی که منم میخوندم.هم اسم شما بود؟؟
ان شاءالله قرض و بدهیاتونو بدین و تموم شه
جمعه 3 دی 1395 ساعت 00:11
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم نه هم اسمم نیست
ممنون بابت دعات مستجاب شد مرسی که دعا کردی
سلام عزیزم
خداروشکر که بهتری
منم خوب شدم
انشالله عید میرید مسافرت به خوشی
منم بچه دوست دارم اما فکر میکنم زندگیم مختل شه
عزیزم دشمنت شرمنده
پنج‌شنبه 2 دی 1395 ساعت 19:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلم منم به خاطر مختل شدن زندگی بچه دوست ندارم
+ sarina
سلااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممم.....
چه خوب که دوباره اومدییییییییییییییییییی.....
منم یه عالمههههههههههههههههههههه.....یه عااالمهههه ییی عاااالمههههههه درس دارمممممم.........
ان شاالله خدا کمکتون میکنه....
بالاخره 2 تا ادم مجزا هستین و هرکسی با یه خصوصیات اخلاقی.....دعواهاتونم تموم میشه....
من میگم ادم هرموقع میخواد بچه بیاره اول باید تمام جوانبو درنظر بگیره,کلییییی اطلاعات و مطالعه داشته باشه در این زمینه بهدا بچه...
یه سایتی هست که خیلی وقته میخونمش.اسمش هست بلاگر کبیر گزارش میکند.این خانم کلییییی مطالعه کرده و.....الان اگه اشتباه نکنم 5 ماهه یا 4 ماه و خورده ای باشه نی نیش.
پنج‌شنبه 2 دی 1395 ساعت 17:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیز دلم امیدوارم موفق باشی تو درسات
امیدوارم...
از بچه خوشم نمیاد سارینا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :